سلام من سودابه واینم مرجان دوستمههههههه
آخه چرا
چه روز دلخراشـــي ، وقتي خواستي جدا شــي
قلبمو دادم دستت ، كه عمري داشته باشي
ولي زدي شكستيش ، بدون هيچ بهونه
عزيزم دلت از سنگه ، تو خاطرم مي مونه
آخه چرا منو تنها گذاشتي ، منو با گريه او غم جا گذاشتي
همش فكـــــــــر مي كنـــــــم شايد از اول
منو حتي يه لحظه دوست نداشتي ، دوست نداشتي
منو يه قلب داغون ، منو چشمهاي گريون
منه عاشق تو قلبت ، بودم دو روزي مهمون
منو هواي ابري ، منو بارون پائيز
منو روزهاي بي تو ، يه قصه ي غم انگيز
آخه چرا منو تنها گذاشتي ، منو با گريه او غم جا گذاشتي
همش فكر مي كنم شايد از اول ، منو حتي يه لحظه دوست نداشتي
برچسب:
نویسنده: marjan&soudi